مدرسه ی زندگی در ناحیه2 اصفهان

Fekrno.ir

شماره تماس ما:





آدرس کنارگذر اتوبان شهید صیاد شیرازی-اول خیابان رکن الدوله-
 
روبروی رستوران محفل
 

    


نویسنده : خانم ابراهیمی(مدیروموسس)
تاریخ : یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392
مدرسه زندگی

به نام یگانه هستی بخش اندیشه های پاک ودلهای مهربان

اولین مدرسه ی زندگی در شهرستان اصفهان

از زبان دانش آموز این واحدآموزشی:

" من سرشار از خلاقیتم" 

"کافیست باورم کنید"

اهتمام معلمان این واحدآموزشی:

"یاد دادن چگونگی یاددهی به جای تدریس یادگیری"

خواسته ی اولیای محترم دانش آموزان:

"آموزش مهارتهای زندگی و ارتقای توانمندی نوآموزان برای موفقیت در عصر تکنولوژی

ارتباطات و اطلاعات"




نویسنده : خانم ابراهیمی(مدیروموسس)
تاریخ : یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392
دعای فرج



نویسنده : خانم ابراهیمی(مدیروموسس)
تاریخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393
بوی ماه مدرسه

فرا رسیدن دوباره عطر پرواز در فضای علم و دانش مبارک باد.

 

 

باز می آید صدای مدرسه                                 بانگ شادی هوی و های مدرسه

مرغ دل پر می زند از اشتیاق                    در هوای با صفای مدرسه

زنگ تفریح است و خوش پیچیده است              عطر بازی در فضای مدرسه

بوی مهر و مهربانی میدهد                       ماه مهر و ابتدای مدرسه

از میان خاطرات کودکی                               می روم تا جای جای مدرسه

ناظم مدرسه می گوید : سلام                   بچه های با وفای مدرسه

جایتان در قلب ما ، خوش آمدید                   پایتان بر چشمهای مدرسه

ایرج خالصی

                     



نویسنده : خانم ابراهیمی(مدیروموسس)
تاریخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393
تبریک میلاد امام رضا(ع)



نویسنده : خانم ابراهیمی(مدیروموسس)
تاریخ : شنبه پانزدهم شهریور 1393
روز دختر بر همه ی گل دخترای فکرنو مبارک.....

اس ام اس های جدید روز دختر - پیامک های روز دختر - hazrat masoomeh girls day sms rooz dokhtar

شکلک گل   شکلک گل     شکلک گل     شکلک گل    شکلک گل      شکلک گل    شکلک گل      شکلک گل     شکلک گل     شکلک گل

عزیزم امروز روز توست ، امیدورام از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری

و به تمام خواسته های زندگیت برسی

عرض تبریک به بهترین دختر دنیا

анимашки цветыروز دختـــــــــر مبــــــــــــــــــــــــارکанимашки цветы

شکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گل



نویسنده : خانم رفیعیان( مربی پرورشی)
تاریخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393
میلاد بانوی مهر و وفا، مظهر جود و سخا مبارک باد


 

ای بانوی آب‏ها و آیینه‏ ها

به یمن میلادت، ذره ذره نور می‏شویم و قطره قطره حضور

و دل را به سرای کرامتت دخیل می‏بندیم

تا در روز مقدس تولد تو با دست‏های پاکت تطهیر شویم . . .

شکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گلشکلک گل



::موضوعات مرتبط: مذهبی
نویسنده : خانم رفیعیان( مربی پرورشی)
تاریخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393
مهر، ماه مدرسه است .....
 
 
مهر که می آید، پاییز آغاز می شود. برگ های درختان که شروع به ریزش می کنند،
 
شکوفه های لبخند کودکان، یکی یکی گل می دهند.

در فضای کلاس ها. تخته سیاه ها، چشم انتظارند تا دوباره سراپا پر شوند از
 
عطر لبخندهای هم شاگردی ها. کلمات مهربان، بی تابند تا دستی کوچک، با مداد شوق،
 
بر صفحه های سفید دفترهای چهل برگ، بنویسدشان.

مهر، ماه مهربانی مهتاب است؛ ماه میزبانی نیمکت های عاشق درس و مدرسه،
 
ماه شکوفایی نیلوفران در دعای نم نم باران های عاشقانه پاییز. مهر، ماه مدرسه است.

سال تحصیلی که آغاز می شود، همه ی آبشارها با کودکان کلاس اولی،
 
صدای آب را می کشند و بادها، صدای ابرها را با باران بخش می کنند.

نسیم، عطر پرواز را از سطرهای مقدس کتاب ها، همراه با صدای کودکان سر خوش
 
مدرسه، به آسمان هفتم می رساند. فرشته ها از پشت پنجره های کلاس سرک
 
می کشند به تماشای کودکانی که مشتاق ، به درس های معلمی که زندگی را
 
به آنان می آموزد، گوش سپرده اند. هوا در این فضای مقدس نفس می کشد
 
تا معطر شود.


نویسنده : خانم محمدی(آموزگار کلاس اول)
تاریخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393
شهر رویا ها

دعوت از بچه های گل دبستان فکرنو جهت افتتاح شهر رویاها

اجرای سرودهای زیبا در شب خاطره ها در شهر رویاها توسط دانش آموزان عزیز

دبستان غیر دولتی فکرنو  ناحیه 2 اصفهان

مصاحبه خبر نگاران با بچه ها......

حضور عمو قناد و قلقلی در این جشن باعث شادابی هر چه بیشتر خانواده ها شد  .....



نویسنده : خانم محمدی(آموزگار کلاس اول)
تاریخ : سه شنبه چهارم شهریور 1393
پيك تابستانه

دخترم برای مرور آموخته هایت در کلاس دوم سوالاتی را در وب قرار دادم .

 

با دقت و حوصله و سرعت  مناسب به آن ها پاسخ بده .



:: ادامه مطلب
نویسنده : خانم بهرامی(آموزگارکلاس سوم)
تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393
۱۰ اشتباه بزرگ والدین

۱۰ اشتباه بزرگ والدین

1) لوس کردن فرزند:

همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را برای فرزند خود طالب هستند،

که به هر حال هزینه بر است. پدر و مادر های زیادی هستند که با این محبت افراطی باعث لوس

شدن فرزند شده و تازه بچه ها با داشتن این همه چیز خوشحال به نظر نمی رسند. این باعث

می شود که بچه ها هرگز راضی به نظر نرسند و مرتبا تقاضای بیشتری کنند .

 

 


  برای خواندن بقیه مطالب     لطفا

http://zibasazeaisan.blogfa.com/



::موضوعات مرتبط: مقاله آموزشی
:: ادامه مطلب
نویسنده : خانم محمدی(آموزگار کلاس اول)
تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393
چیستان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چیستان کودکانه

1- اون چیه که در رشت ، اوله در ورامین، دومه و در تهران سومه؟

2- اون چیه که در گوش و چشم هست ولی در دهان نیست؟

3- اون چیه که هم رادیو داره وهم دریا؟

4- اون چیه که اگه از بالای یک کوه پایین بیفته نمی شکنه ولی اگه توی آب بیفته، می شکنه؟

5- اون چیه که خیلی تیغ داره ولی نه ساقه، نه برگ و نه ریشه داره؟

6- اون کدوم جزیره ی ایرانیه که اگر سر و ته اش بکنی میشه تکلیف دانش آموزان؟

7- حیاط در بسته، اتاق سفید کرده، قالی زرد پهن کرده؟

 

 

 

 

برای دیدن جوابها             لطفا

http://zibasazeaisan.blogfa.com/

 

 



:: ادامه مطلب
نویسنده : خانم محمدی(آموزگار کلاس اول)
تاریخ : دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393
تلاش کنیم

تلاشـــــــــ کنیم
همان گونه باشیم که می‌گوییم.

تلاشـــــــــ کنیم
همان‌گونه رفتار کنیم که از دیگران انتظار داریم.

تلاشـــــــــ کنیم
آنگونه رفتار کنیم که گرفتار عذاب وجدان نشویم.

تلاشـــــــــ کنیم
وقتی به موفقیتی می‌رسیم، آنهایی که در این راه به ما کمک کرده‌اند را فراموش نکنیم.

تلاشـــــــــ کنیم
با پیدا کردن دوستان جدید دوستان قدیمی را هم حفظ کنیم.

تلاشـــــــــ کنیم
تا راست گویی و صداقت عادت ما شود.

تلاشـــــــــ کنیم
همیشه دنبال یادگیری باشیم.

تلاشـــــــــ کنیم
برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنیم.

تلاشـــــــــ کنیم
اگر از کسی رنجیده‌ایم، با خود او صحبت کنیم، نه پشت سر او.

تلاشـــــــــ کنیم
تا عهدی شکسته نشود و اگر هم می‌شکند، ما شکننده آن نباشیم.

تلاشـــــــــ کنیم
تا باور کنیم دیگران وظیفه‌ای در قبال ما ندارند و عامل  سعادت  یا شقاوت هرکس خود اوست.

تلاشـــــــــ کنیم
قدردان لطف دیگران باشیم و با رفتار و گفتارمان آنها را از محبت پشیمان نکنیم.

تلاشـــــــــ کنیم
به هر چیز آنقدر بها بدهیم که استحقاقش را دارد.

تلاشـــــــــ کنیم
دنیا را با زیبایی‌هایش ببینیم.



نویسنده : خانم محمدی(آموزگار کلاس اول)
تاریخ : یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393
متن خواندنی

"جز کعبه تنها مدرسه است که همه سوی آن قبله است."

رنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه ها رنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه ها رنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه ها رنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه ها

چه خوب و زیباست ورق زدن خاطرات گذشته ، انگار همین دیروز بود ،

زنگ مهر را نواختیم و"مدرسه ای ساختیم در محله عشق ، خیابان عقیده ،

کوچه مهربانی ، باسقفی ازخورشید ، آجرهایش ستاره ، ملاتش روشــنایی ،

مالامال ازاندیشه های بلند،لبریزاز شور و شعــور ، پر از سـرود عطوفـت، "

و آنگاه اول روز حضور شادمان در کلاس ، ورود معلم ، برپا و برجا ،

بفرماها و .... آمدیم و رفتیم ،آمدیم و خواندیم، آمدیم وآموختیم ، آمدیم و شنیدیم ،

آمدیم و دیدیم ، آمدیم و فهمیدیم و آمدیم و ماندیم ، نه خودمان که دلمان ،

در کلاسی که بوی خدا می داد ، در کلاسی که درس علوم آن از سرزمین یکرنگی

و خلوص و درس هدیه ها و قرآن آن حقیقت بر زبانش جاری بود و درس ریاضی

که همه خطهایش راست بود .درس فارسی آن بر پایه « خود نظم باوری » و « مثبت نگری» بود

و ما هر روز « یک گام به جلو» بر داشتیم ، آموختیم که « تشکر » کنیم

از خدا ، پدر ، مادر ، معلمین و هر کسی که دلسوز ما بود . چقدر ،عالی بود

وقتی فهمیدیم « شروع بی نقص » و با « جدیت در تحصیل علم و اخلاق »

چه قدر ما را به قله های موفقیت نزدیکتر می کند . رقابتها و رفاقتها ،

صحبت ها و مراسم جای خود را داشت . تا چشم گشودیم آن آغاز به پایان آمده بود

و ما به ایستگاه تابستان رسیدیم ، که می ایستیم نه برای همیشه ، که برای

آغاز حرکتی با شکوه تر ، گرد خستگی راه ستانیم ، روح و جسممان را به

آرامش رسانیم و دوباره از آغاز ..... می دانم وقتی مهر سال بعد تو را می بینم

با خود خواهم گفت : ماشاء ا... چقدر بزرگ شده ای ! اما نه به سال نه به جسم ،

که به عقل و شعور ، نه به قد و قامت که به احساس و فهم . می دانم قطره ای ،

دریا خواهی شد . جویباری ، رود خروشان خواهی گردید و آنقدر وسعت خواهی یافت که تبلور

اندیشه های بزرگ شوی . 

رنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه ها رنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه ها رنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه ها رنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه هارنگ Pkstles پروانه ها پروانه ها پروانه ها



نویسنده : خانم محمدی(آموزگار کلاس اول)
تاریخ : یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393
داستان آموزنده

لطفا دفتر و کتاباتون رو جمع کنید...

کتاب

نی نی از خواب بیدار شد. یه نگاهی به اطرافش کرد. زود چند تا وسیله ی بازی پیدا کرد. چند تا

دفتر و کتاب روی زمین بود. تازه صاحبش هم نبود که مواظب اونها باشه.

نی نی خوشحال شد و چهار دست و پا خودش رو به دفتر و کتابها رسوند. نی نی یه مداد پیدا کرد

و اون رو برداشت و هی روی کتاب ها خط کشید. کتاب خط خطی می شد و نی نی کیف می کرد.

اما نی نی حوصله اش سر رفت. می خواست بدونه کتاب چه مزه ایه؟

به خاطر همین کتاب رو برداشت و می خواست اون رو بکنه تو دهنش. اما کتاب بزرگ بود

و نمی شد. نی نی آنقدر سعی کرد تا بالاخره یه برگ از کتاب پاره شد و نی نی تونست اون

رو مچاله کنه و بکنه تو دهنش و بخوره. اما اصلا خوشمزه نبود. نی نی کتاب رو کنار گذاشت و

مداد و کرد توی دهنش. مداد هم خوشمزه نبود.

نی نی پاک کن پیدا کرد وا ن رو کرد توی دهنش اما پاک کن نرم بود و زود نصف شد. نصف پاک کن

رفت توی گلوی نی نی . نی نی نفسش بند اومد . نزدیک  بود خفه بشه .

نمی تونست حتی گریه کنه.

یک دفعه مامان فهمید و از آشپزخونه دوید بیرون . مامان با دیدن نی نی آنقدر ترسید که نزدیک بود

بیهوش بشه. بابا اومد کمک مامان و بالاخره موفق شدن پاک کن رو از توی گلوی نی نی دربیارن.

وقتی حال نی نی خوب شد، مامان حسابی گریه کرد.

بابا آنقدر ترسیده بود که نمی تونست حرف بزنه نشست روی مبل تا حالش بهتر بشه.

مریم تازه از راه رسید و چشمش افتاد به دفتر و کتاباش که پاره پوره روی زمین افتاده بودند.

از ناراحتی می خواست گریه کنه. اما تازه باید جواب مامان و بابا رو هم می داد که چرا دوباره وسایلش

رو روی زمین رها کرده و رفته سراغ بازی ...

دخترای گلم شما سعی کنید همیشه مرتب و منظم باشید و وسایل مربوط به

خودتون را سر جای خودش قرار دهید.



::موضوعات مرتبط: شعر و داستان
نویسنده : خانم محمدی(آموزگار کلاس اول)
تاریخ : سه شنبه چهاردهم مرداد 1393
 
 
 
 
 
  با سلام در راستای سیاست ارتقا و به روز نمودن خدمات آموزشی و پرورشی و باتوجه به اهمیت تبادل تجارب بین اولیا و مربیان و همچنین ارتباط مستمر با همکاران فرهنگی و صاحب نظران امر تعلیم و تربیت این سایت طراحی گردید.آدرس ایمیل E2FEKR@isfedu.com آدرس سایت Fekrno.ir